|
|
|
|
|
DIMMU BORGIR يک گروه MELODIC BLACK METAL است که در سال 1993 توسط SHAGRATH ، SILENOEZ ، TJODALV در نروژ تاسيس شد که بعد از مدت کمي BRYNJARD به عنوان بيسيست و AARSTAD براي نواختن کي برد به گروه اضافه شدند .
کلمه DIMMU BORGIR از نام يک ناحيه غير طبيعي آتشفشاني در شرق در ياچه MYVTAN در ايسلند گرفته شده . DIMMU به معناي تاريک و BORGIR به معناي قلعه و دژ است . ديمو برگر گروهي بود که در اوج کار گروههايي مثل CRADLE OF FILTH ، EMPERROR و ...به موفقيت رسيد و تبديل به يکي از معروف ترين گروههاي بلک متال شد . ملودي هاي زيبا ، گيتار سريع ، درام پرخاشگر با همراهي آوازي زخمي و ترسناک موسيقي بود که ديمو بيان مي کرد که همگي از گروههاي بلک متال و هوي متال دهه هشتاد الهام مي گرفتند . ديمو برگر کارش را با هفت آهنگ در دمويي به نام INN I EVIGHETENS MORK در سال 1994 شروع کرد . اولين آلبوم طولاني ديمو FOR ALL TID نام داشت که در 1995 روانه بازار شد که آلبومي آرام با فضايي بسيار تاريک بود . ترکيب گروه در اين آلبوم به اين صورت بود : SHAGRATH درام و آواز ، SILENOEZ گيتار وآواز، TJODALV گيتار ، TRISTAN بيس و AARSTAD سينتي سايزر و کي برد . در سال 1996 ديمو برگر آلبوم STORMBLAST را ضبط کرد که به اعتقاد بسياري از کارشناسان و علاقمندان يکي از بهترين آلبومهاي تاريخ بلک متال است . آنها در مدتي کم قدمي بسيار بزرگ برداشتند و ديمو در اين البوم تلفيقي از سرعت و ملودي را به زيبايي نشان داد . ترکيب گروه در اين آلبوم نيز به اين صورت بود : SHAGRATH گيتار وآواز ، SILENOEZ ريتم گيتار و آواز ، TJODALV درامز ، TRISTAN بيس ، AARSTAD پيانو. اشعار اين آلبوم ابتدا به زبان نروژي نوشته شده بود که قبل از ضبط آن را به انگليسي تغيير دادند که دليل آن هم اين بود که ديمو مي خواست از يک زبان مردمي استفاده کند تا پيامش را به همه شنوندگانش برساند . بعد از اين آلبوم TRISTAN وAARSTAD از گروه جدا شد و NAGASH که يک کي بردر آماتور بود وارد گروه شد . DEVILS PATH آلبوم بعدي گروه بود که در سال 1996 توسط شرکت مک دونالد پخش شد . اين آلبوم از چهار آهنگ تشکيل شده بود که خود آهنگ DEVILS PATH جزو زيباترين آثار گروه تا به حال است . ترکيب گروه در اين آلبوم به اين صورت بود : SHAGRATH گيتار ، کي برد و آواز SILENOEZ گيتار ، TJODALV درامز ، NAGASH بيس در سال 1997 ديمو آلبوم بعدي را تحت عنوان ENTHRONE DARKNESS TRIUMPHANT وارد ابزار کرد که به جرئت مي توان گفت که زيبا ترين اثر گروه تا به حال است و بيش از 150000 نسخه از اين آلبوم فقط در نروژ به فروش رفت و بسياري از هواداران اين آلبوم را فراتر از بلک متال مي دانند . ENTHRONE DARKNESS TRIUMPHANT توسط شرکت NUKLEAR BLAST ضبط شد و ترکيب گروه در اين آلبوم بدين صورت بود SHAGRATH گيتار و آواز ، SILEONEZ گيتار ، TJODALV درامز ، NAGASH بيس و AARSTAD کي برد . بعد از اين آلبوم ASTENNU براي زدن گيتار به جاي SHAGRATH وارد گروه شد و SHAGRATH تمام قدرت خود متمرکز در خواندن کرد . ASTENNU اهل استراليا بود و در آن زمان به نام LORD KAOS فعاليت مي کرد و آلبوم مي داد . بعد از تور اين آلبوم AARSTAD نيز موقتا از گروه جدا شد و به جاي او KIMBERLY GOSS کي بردر خانم گروه معروف THERION وارد گروه شد و AGGRESSOR نيز در پي جدايي موقت TJODALV به گروه پيوست . GOSS هم در مدتي کم و در اجراي کنسرتها همراه ديمو بود و به زودي جدا شد وبه جاي او MUSTIS که کي بردري جوان و از دوستا ن SHAGRATH بود وارد گروه شد . او که قبلا سابقه همکاري با هيچ گروهي را نداشت در مدتي کم خودش را بسيار خوب در گروه جا انداخت به طوري که در آلبومهاي بعدي بيش از نيمي از بار آهنگ را بر دوش مي کشيد و آهنگهاي ديمو بر اساس کي برد او تنظيم مي شد . در سال 1998 ديمو آلبوم GODLESS SAVAGE GARDEN را پخش کرد که از دو آهنگ جديد ، دو اجراي مجدد و سه آهنگ کاور شده از ديگر گروهها بود. بلافاصله بعد از اين آلبوم ديمو آلبوم بعدي را وارد بازار کرد اين البوم SPRITUAL BLACK DIMENSI نام داشت که در همان سال کانديداي جايزه گرمي نروژ شد و شوهاي مربوط به اين آلبوم بارها از تلوزيون نروژ پخش شد ولي متاسفانه جايزه گرمي در آن سال به گروه KOVENANT و آلبوم NEXUS POLARIS رسيد . اين البوم در استوديو ABYSS که صاحب آن PETER TAGTREN ( خواننده وگيتاريست گروهها HYPOCRISSY ، ABYSS و PAIN ) ضبط شد و پخش آن نيز به شرکت NUKLEAR BLAST واگذار شد . فروش اين آلبوم رکورد سابق اين شرکت را که در اختيار DARK THRONE بود شکست . NAGASH بعد از اين البوم گروه را ترک کرد و موقتا VORTEX خواننده گروه BORKNAGAR به گروه براي زدن بيس پيوست . بعد از اين البوم گروه يک آلبوم مشترک با گروه OLD MANS CHILD داد تحت عنوان SONS OF SATAN GATHER FOR ATTACK و در همين زمان ASTENNU که با NAGASH گروه زده بود اولين آلبوم خود را با خوانندگي NAGASH وارد کردند. در اواسط سال 1999 و در تور نيو جرسي باز هم ديمو برگر دچار گسست ديگري شد . اين بار TJODALV درامر گروه تصميم به ترک کردن گروه گرفت و جانشين او کسي نبود جز NICK BARKER درامر معروف گروه CRADLE OF FILTH که با گروههاي BORKNAGAR و OLD MANS CHILD هم همکاري مي کرد و به تازگي تور گروه BORKNAGAR را در امريکاي شمالي به پايان رسانده بود . ديمو برگر در مارچ سال 2000 مشغول به تمرين براي آلبوم جديد شد و دوباره به استوديوي ABYSS رفت. در اين آلبوم ديمو دچار مشکلات زيادي شد . مشکلات مالي گروه در يک طرف و در طرفي ديگر NICK ساکن انگلستان بود و نمي توانست به طور دايم در نروژ سکونت کند و از طرفي ديگر گروه با استوديو ABYSS به توافق نرسيد و همه اينها دست به دست هم داد تا ضبط آلبوم جديد ديمو چند ماه عقب بيافتد . اين بار گروه به همراه GALDER گيتاريست و خواننده طلايي OLD MANS CHILD به استوديو FREDMAN در سوئد رفت . اين شرکت در آن زمان آلبومهاي گروههاي معروفي مثل INFLAMES و DARK TRANQUALITY را ضبط مي کرد . آلبوم بعدي به عنوان PURITANICAL EUPHORIC MISANTROPIA وارد بازار شد که به طرز شگفت انگيزي زيبا بود . استفاده به موقع از کي برد ، گيتار سريع درام ، ديوانه وار NICK ، استفاده از پشت صدا ، همکاري ارکست سمفوني گوتنبرگ همه باعث شدند اين آلبوم به عنوان آلبومي تاريخي در زندگي هنري ديمو برگر ثبت شود . آخرين اثر DIMMU BORGIR هم که به تازگي وارد بازار شده DEATH CULT ARMAGEDDON نام دارد .
معرفي اعضاي گروه از ابتدا تا الان : Shagrath : با نام واقعي stain thorensen از سال 1993 تابحال خواننده گروه است و در گروه گيتار ، درام ، بيس هم زده . او سابقه همکاري با گروههاي fimbulwinter ، ragnarock ، nocturnal bleed را دارد . Silenoez : با نام واقعي sven alte kopperud از سال 1993 تا الان گيتاريست گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي kosmos rost ، malefic ، nocturnal bleed را دارد . Galder : با نام واقعي tomas rune Andersen از سال 2000 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه خواندن و نواختن در گروههاي old mans child و dodheimsgard را دارد . Mustis : با نام واقعي oyvind mustafaria از سال 1998 تا الان براي گروه کي برد مي زده و سابقه فعاليت در گروه superia را دارد . Nicholas barker : از سال 1999 تا الان براي گروه درام زده و سابقه فعاليت در گروههاي cradle of filth ، borknagar ، old mans child و lock up را دارد . Vortex : با نام واقعي simen hestnaes از سال 2000 تا الان بيسيست و بک وکال گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي arcturus ، borknagar ، souls و lamenrted را دارد . Archon : با نام واقعي lars haider در سال 2000 براي گروه گيتار زده و سابقه فعاليت در گروههاي enslavement ، malificum ، noctuneral را دارد . Tjodalv : با نام واقعي keneth akesson از سال 1993 تا 1999 در گروه درام زده و سابقه فعاليت در گروههاي old mans child و susperia را دارد . Astennu : با نام واقعي jammie stirson از سال 1997 تا 2000 در گروه گيتار زده و سابقه همکاري با گروههاي kovenant ، lord kaos و carpe tenebrum را دارد . Nagash : با نام واقعي stain arnesen از سال 1997 تا 1999 در گروه گيتار زده و سابقه همکاري با گروههاي carpe tenebrum ، kovenant و troll را دارد . Jens peter : از سال 1996 تا 1997 گيتاريست گروه بوده و سابقه همکاري با گروه خاصي را ندارد . Brynjard Tristan : از سال 1993 تا 1996 بيسيست گروه بوده و سابقه همکاري با old mans child و mortician را دارد . Stain aarastad : از سال 1993 تا 1997 براي گروه کي برد و پيانو مي زده و سابقه همکاري با گروه enthrall را دارد . Kimberly goss : female کي برديست معروفي که سابقه همکاري با گروههاي children of bodom ، therion ، ancient و synergy را دارد . او در تور سال 1997 گروه براي گروه کي برد زده . Aggressor : با نام واقعي carl Michael eide در تور سال 1997 درامر گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي ved bunes ende ، Inferno ، satyricon و ulver را دارد . Lord aldrahn : در آلبوم for all tid بک وکال گروه بوده و سابقه همکاري با old mans child و zyklon B |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 13:6 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
چند ماه پیش بود که با سایت ایران اهدا آشنا شدم . امروز ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هزاران بیمار محتاج عضو پیوندی با رنج بسیار در انتظار دریافت عضو پیوندی، روزهای عمر خود را سپری می کنند و هر روز نیز بر تعداد این بیماران افزوده می گردد و بعلت کمبود اعضای اهدایی ، متاسفانه درصد زیادی از این بیماران در لیستهای انتظار فوت می کند. این در حالی است که همه روزه با مواردی از مرگ مغزی در بیمارستانهای سراسر کشور مواجه می شویم که یک مرگ غیرقابل برگشت می باشد و با نگهداری قلب و تنفس بیمار با دستگاه، سیستم درمانی متحمل هزینه های اضافی می شود و خانواده بیمار گرفتار مشکلات عدیده می گردد، در حالیکه اعضای بدن این بیماران می تواند باعث نجات جان بیماران زیادی گردد. براساس یک مطالعه که در سال ۱۳۷۹ انجام گرفت علیرغم تمایل و کشش مثبتی که افراد جامعه ما به این موضوع دارند بدلیل متناسب نبودن نگرش آنها با میزان آگاهی در رابطه با اهداﺀ عضو و پیوند در ایران، نمی توان مطمئن بود که خانواده ها در لحظه بروز حادثه بتوانند تصمیم درستی بگیرند. سایت ایران اهداایران اهدا به عنوان مبتکر طرح ثبت نام داوطلبانه اهدا اعضا از طریق اینترنت با این هدف راه اندازی شده است .
روند ِ ثبت نام و دریافت ِ کارت اهدای عضور بسیار ساده است و تنها چند دقیقه زمان لازم است تا یک فرم ساده را به صورت آنلاین تکمیل و ارسال کنید . اگر شما هم مایل به ثبت نام در این امر خداپسندانه هستید کافی است برای ثبت نام به اینجا مراجعه کنید. پس از تکمیل و تایید آن کافی است کمی منتظر بمانید تا حدودا ۲ الی ۳ هفته بعد کارت اهداء عضو را از طریق پست در آدرس محل سکونت خود دریافت کنید . وقتی به جملهی «مایلم اعضای بدنم را در زمان مرگم اهداء کنم، باشد که ادامه زندگی اجزای وجودم، نجات بخش زندگی دیگری باشد» روی کارت نگاه میکنم یه حس آرامشی پیدا میکنم. میدونم اگه تمام عمرم رو بیهوده زندگی کردم شاید بتونم بعد از مرگم کمی مفید باشم. میدونم شاید خدا خواست ویکی از اعضای بدنم در این جهان فانی نقشی از من برجای بگذاره، سهمی از زندگی کسی باشه و یادی از زندگی گذشته ام. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 20:29 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
|
شيطان پرستي فرقه اي نوظهور است که سرمايه داران يهود و آمريکايي از آن حمايت مي کنند و استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، کار روزانه اين عده تلقي مي گردد. ![]() فراماسونها احياکننده جادوگري و شيطانپرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي هستند. گسترش سريع جادوگري و شيطانپرستي در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بين زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي در اروپا در جنبش پاکسازي جادوگري و شيطانپرستي بيش از شصت هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها زن بودند، اعدام شوند! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:3 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
|
این مراحل از منابع خود شیطان پرستان استخراج شده است: " كسب قدرت تاريكي براي شيطان پرستي / به دست آوردن نيرو هاي نهفته در تاريكي ، كسب قدرتي است دروني و بي پايان انرژي عظيمي كه اين امكان را به شما ميدهد روح خود را ارتقا بخشيد و كمبودهايش را با قدرت جايگزين كنيد . نكته ي مهم در برگزاري اين مراسم اين است كه هرگز نبايد به نتيجه بدگمان باشيد . خالصانه به نيروي روح خود و روح تاريكي ايمان داشته باشيد. آنچه باقي ميماند آرامش و دوري از افكاره بيهوده است كه بايد در خود ايجاد كنيد . * مقدمات
محراب : * اعمال و زمان شيطان پرستي : زمان شيطان پرستي در زمانهاي بسيار قديم و قرون اوليه آدمي در چندين زمان انجام ميگرفت : اولين زمان هنگام كسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور كه شيطان و خداي تاريكي از انسانها عصباني هستند و منتظر هديه خود و اگر براي آنها قرباني انجام نميگرفت خداي تاريكي و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميكردند لذا براي آرامش شيطان قرباني كردن انسان انجام ميشد . اين مراسم به خصوص در قبايل آمريكاي جنوبي بسيار فراوان ديده شده است به گونه اي كه اكتشافات به دست آمده وجود اين قرباني كردنها را تصديق ميكند و اتاقهاي مخصوص قرباني كردن نيز به شيوهاي خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قرباني كردن انسان در زمانهاي ديگر نيز انجام ميشد كه اكنون قرباني كردن انسان در دوره كنوني در يك شب كاملا تاريك انجام ميشود .اعمال مراسم شيطان پرستي نيز بسيار زياد است و به ذكر چند مورد بسنده مي كنم.مهمترين اعمال آنها اعمالي است كه هميشه انجام ميدهند و در آن به انجام امور جنسي ميپردازند و همچنين از شيطان براي پيشبرد اهداف حاضرين كمك ميخواهند و اگر كسي مشكلي داشته باشد براي حل مشكل وي دعا مي شود. مراسم بعدي ؛ مراسم عضويت يك عضو جديد به اين هيئت و مجموعه است كه اين كار توسط كشيش كليساي شيطان و يا همسر وي ( بستگي به مذكر يا مونث بودن عضو جديد دارد ) انجام ميشود . * مراسم قرباني كردن : در شيطان پرستي جديد قرباني كردن مفهومي ندارد اما براي آنان كه هنوز پيرو شيطان پرستي قديمي و قرون وسطايي هستند اين كار در شبي تاريك انجام ميشود . قرباني توسط آب مقدس غسل داده ميشود و بر روي محراب خوابانده ميشود . البته اصولاً قربانيها قبل از انجام مراسم بيهوش ميشوند . و در كاملترين مراسم قرباني كردن براي شيطان ؛ قرباني پس از كشته شدن و نوشيدن خون وي توسط آتش سوزانده ميشود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصي به زباني كاملا بي معني و گاها عبري انجام ميگيرد . مراسم پيوستن عضو جديد : در مراسم پيوستن عضو جديد به شيطان پرستان كه البته همچنين عملي در جادوگري نيز وجود دارد بوسه مقدس است . اين بوسه توسط همسر يا خود كشيش به بدن شخص عضو شونده زده ميشود |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 14:3 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
|
به طور کلی دو تعریف برای گروههای شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛ تعریف اول: هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولاً از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد میکنند و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند. تعریف دوم: گروههایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریفمعمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر مبنای اینتعریف بسیاری از گروهها را شیطان پرست مینامند. در دهه هاي اخير، گسترش فرقه هاي شيطان پرستي در دنيا با رشد خيره کننده اي همراه بوده است. به خصوص که اين فرقه از ابزارهاي نوين براي گسترش و فعاليت خود بهره بردهاست. در اين بررسي سعي شده است بيشتر جنبه هايي که در تحقيقات مختلف براين پديده، مغفول مانده است مورد بررسي قرار گيرد. فرقه هاي شيطان پرستيهم مانند هر پديده اجتماعي ديگر از اين قاعده مستثني نيست. در تاريخچه اين گروه ها تحولات نسبتا گسترده اي مشاهده مي شود که پيش از ورود به بحث، مختصرا به آن اشاره مي شود: وجود شيطان همواره در آيين هاي الهي و اديان ابراهيمي، به عنوان موجودي شرور، که انسان ها را به گناه سوق ميدهد، مطرح بوده است. البته نظرات اين اديان درباره ماهيت و وجود شيطان،نظري سمبليک و نمادين نيست؛ بلکه شيطان همواره موجودي واقعي و داراي قدرتهاي اهريمني است. زمينه قدرت هاي شيطان بايد يادآور شد که از نظر اديان الهي، قدرت شيطان، قدرت بي نهايت و قدرت مطلق نيست؛ بلکه طبق عقائدتحريف نشده دين الهي، قدرت شيطان، محدود و به واسطه انتخاب ناصواب خودانسان پديد مي آيد. چه اينکه شيطان بر مومنان راستين، تسلط و نفوذي ندارد. وقتي تعاليم انبيا دچار تحريف مي شود و با خرافات آميخته مي شود،زمينه تفويض قدرت نامحدود به شيطان فراهم مي شود. اما اگر حتي شيطان راداراي قدرت فراوان در نظر بگيريم، چه عاملي باعث پرستش شيطان و فرار ازحريم امن الهي و پناهندگي به شيطان مي شود؟ بگونه اي که افرادي خود راتابع شيطان معرفي مي کنند و از نيروهاي او براي زندگي مدد مي گيرند! گرايش به شيطان و تبعيت از او، با انجام يک سري از اعمال خاص، از قرون وسطي مطرح بوده است. اما بايد يادآور شد که خواستگاه فرقه هاي شيطان پرستي، آن هم با وضعيت کنوني اين فرقه ها، ريشه در غرب دارد. پيروان اين گروه ها در گذشته با اعمالي مانند قرباني کردن انسان ها، قصد جلب رضايت شيطان و کسب قدرت هاي اهريمني او را داشتند. اما گروه هايي که امروز با عنوان شيطان پرست معروفند، به اين اقدامات دست نمي زنند و مجازات ها و پيگردهاي قانوني، در تغيير اين مناسک، نقش بسزايي داشته است، اما کماکان اين سنت ها با شکل و شمايل ديگر مانند قرباني کردن حيوانات به جاي انسان، به چشم مي خورد. شيطان پرستان مدرن همزمان با تغيير اصول شيطان پرستي و به مقارن آن کاهش نفوذ و قدرت کليسا و موج دين ستيزي در دوران مدرنيته که در غرب ايجاد شد، بار ديگر در نيمه دوم قرن بيستم ميلادي، اصول خود را توسط شخصي به نام "لاوي" تدوين کردند و با بهره گيري از ابزارهاي نوين اطلاع رساني، به سرعت رشد کردند. البته اين بار به مقتضاي تحول عمومي جامعه از اقدامات خشونت بار اين فرقه ها مانند دريدن اعضاي انسان و...خبري نبود و شعارهاي زيبايي ماندعدم آزار رساندن به کودکان، پرهيز از اذيت کردن حيوانات نيز ديده مي شد اما در مقايسه با شيطان پرستي دوره هاي قبل، اصولي وارد اين فرقه جديد شد که تا حد زيادي متاثر از فضاي مدرنيته حاکم در غرب بوده است. در شيطان پرستي قرون وسطي نوعي اعتراض شديد به کليساي کاتوليک و حاکميت آموزه هاي تحريفي آن به چشم مي خورد. لذا "آنتي کريس" يا مبارزه با تعاليم حضرت عيسي و به تبع مبارزه با هنجارهاي کليساي کاتوليک، فراوان به چشم مي خورد. اما در شيطان پرسي جديد چه مولفه هايي وجود دارد؟ موج جديد شيطان پرستي کماکان همان ضديت را با فضاي کليسا دارد ولي به فراخور کم رنگ شدن نقش کليسا و دين در اروپا، اندکي از اين عناد کاسته شده است اما مولفه هاي جديد وارد اين گروه شده است. يکي از بارزترين اين اصول، انسان محوري يااومانيسم است که محصول نامبارک عصر مدرنيته است. تفکري که ماوراالطبيعه وحيات اخروي را منکر است و تمام هست و نيست را در همين حيانت مادي مي داند. اساسا مفهومي به نام توحيد و خداي واحد، در اين فرقه مورد انکار است. مفهوم پرستش در اين فرقه، متفاوت است با مفهوم پرستش در اديان الهي؛ زيراحتي ممکن است شيطان مورد پرستش اصطلاحي قرار نگيرد، بلکه نوعي اعتماد ومدد جستن از نيرويي داراي قدرت مافوق بشري، به همراه انجام اموري، بهعبادت و پرستش تعبير شود و تلاش پيروان اين فرقه اين است که با انجام اينامور، داراي قدرت اهريمني بيشتري شوند تا از اين زندگي مادي، تا حد امکاندر راه لذت بردن از آن، بهره مند شوند. اين تفکر سلطه طلبانه و دنيا جو، بازتاب همان تفکر اومانيستي و انسان محوري حاکم و رايج در غرب است کهانسان و تمايلات نفساني او را در راس و محور همه شئون فردي و اجتماعي قرار مي دهد و تمام جزئيات زندگي را بر اساس رسيدن به همين خواسته ها استوار مي سازد. در اينجا ممکن است اين سئوال مطرح شود که "اگر نظام حاکم برتفکر غربي اين چنين است و ارزش هاي انسان را انکار مي کند، پس شيطانپرستان به دنبال رسيدن به چه امري هستند؟" زيرا علي الظاهر تمام آنچه که شيطان پرستان به دنبال آن هستند، در فضاي حاکم بر جوامع غربي قابل دسترسي است. در جواب بايد گفت انسان هرقدر هم که ارزش هاي انساني را انکار کند و خود را در باتلاق شهوات و لذت هاي مادي غرق کند، باز نمي تواند از فرياد ها و نياز روح خسته خود براي پرستش موجودي برتر، فرار کند و بر اين تمايلات، سرپوش بگذارد. اين انسان نمي تواند پوچي هاي زندگي خود را علي رغم لذت هاي مادي، منکر شود و ناديده بگيرد. روح انسان همواره احتياجبه پرستش موجودي برتر و فرا زميني دارد. دقيقا به خاطر اغنا کردن اينگرايش تعارض انسان مدرن، اين مکاتب که در آنها مفاهيمي مانند پرستش،عبادت، استمداد و کسب نيرو از موجودي ماورايي و ... ايجاد مي شوند. روح انسان مدرن در چنين جامعه اي را نه تعاليم تحريف شده اغنا مي کند و نه رويگرداني از تعاليم الهي و نه فرو رفتن در تمايلات نفساني آرام. اين فضاي پارادوکسي موجب سرگشتي بشر امروز مي شود و چاره اي جز انجام اعمال حيواني براي او باقي نمي ماند. روح الهي انسان همواره به تعاليم ناب الهي احتياج دارد و اگر مضامين صحيح اين تعاليم براي او فراهم نشود، ناگزير است براي فرار و فراموشي اين موقعيت جانکاه، به مصرف مشروبات الکلي و مواد مخدر و هيجانات زودگذر يا روابط بي حد و حصر جنسي روي آورد که همه اين اقدامات سراب گونه، مانند نوشيدن آب شوري است که جز به تباهي و وخامت اوضاع نمي افزايد. در چنين شرايطي، رهبران اين فرقه ها مخاطبان و پيروان خود رابه خودکشي تشويق مي کنند تا شايد راه نجاتي باشد از اين زندگي بي معنا. آري. اين سرخوردگي انسان مدرن، سوغات سلطه همين تفکر است. با اين رويکرد، بار ديگر اهميت تعاليم نجات بخش اديان الهي، و در صدر آن دين مبين اسلام در معنا دهي به زندگي انسان، مشخص مي شود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 0:12 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
|
نکته ای که لازم است در ابتدای مقاله ذکر شود این است که: سعی کرده ام تا این مقاله کامل و جامع باشد. لذا اگر در خواندن هر یک از قسمتهای آن خسته شدید می توانید موقتا آن را رها کرده به مطالعه ی قسمت های بعدی بپردازید.
پیشاپیش لازم است به خاطر حرف های کفر آمیزی که به ناچار و برای روشن شدن بیشتر موضوع در این مقالات طرح شده اند از خوانندگان گرامی عذر خواهی کنم . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:47 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
|
سران يهودي دنيا عزم جدي بر نابودي هر عقيده اي دارند، آنان تمامي اصول و تئوريها را بهم مي ريزند، نظامها و حاكميت ها را لرزان مي سازند، خانواده ها را ويران و نقش مديريتي پدرها و مادرها را لگدمال مي كنند. آنان تصميم گرفته اند كه به هيچ كس اجازه اظهار وجود ندهند، رسما اعلام مي كنند همه بايد تحت اداره يهود باشند، همه بايد به شنيدن صداي آنان عادت كنند. همه چيز را آنگونه كه خود مي پسندند، مي خواهند. جوانان را در دنيايي از خيالات و اوهام شاعرانه گرفتار مي سازند و به وقت استيصال و سر خوردگي لحظه اي كه جوان به هر چيزي چنگ مي زند تا خود را از مهلكه نجات دهد، مذهب جعلي اي كه سران يهودي از پيش طراحي كرده اند در اختيار او مي گزارند. بر اين اساس مي گوييم : 1. شيطان پرستي مذهبي است ساختگي كه توسط سران يهودي اي كه مديريت افكار و انديشه ها را در انحصار خود مي پندارند بوجود آمده است. يهود با صرف مبالغ هنگفت و با خدمت گرفتن هنرپيشگان، خوانندگان، نوازندگان، انتشار سي دي هاي آموزشي، مجلات، روزنامه ها و كاباره ها... در صدد پر كردن خلاء روحي و معنوي جوانان غرب و به تبع جوانان شرق برآمده است. تا جايي كه بگفته رئيس بيمارستان نوجوانان نيويورك، شيطان پرستي يكي از شايع ترين تهديداتي است كه در مقابل بچه هاي امروز قرار گرفته است. پر واضح است وقتي كليسا نتواند در مقابل خواسته هاي معنوي جوانان الگوي مناسبي ارائه دهد، آناني كه خود را گرگ مي خوانند هدايت گله هاي گوسفند را بعهده خواهند گرفت. و كيست كه متوجه استخوانهاي شكسته كليسا نشده باشد. رئيس بخش تحقيقات سري پليس ايالات متحده مي گويد : مي توانيد مرگ را در بيشتر كليسا ها لمس كنيد، چيزي براي ادامه حيات وجود ندارد. 2.شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك نيز ميگويند. 3.شيطان پرستي آنگونه كه خود مي گويد حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي كه از موارد رايج اين آيين است، توجيهي اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي گويد مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. پيامبر عزيز اسلام (ص) عبارتي دارد كه مي فرمايند : در آخر الزمان، دنباله روها از نابخردان پيروي مي كنند. مذهب سازان عصر جديد بسيار زيرك هستند. آنان به اين حقيقت رسيده اند كه هميشه گروهي در دنيا وجود دارند كه از هيچ گونه استقلال فكري برخوردار نيستند و متاسفانه اين گروه كمتر به خردمندان تمايل دارند، بلكه ميل بيشترشان به كساني است كه هوي و هوس را سر لوحه كار خود قرار داده اند. پروتكل هاي دانشوران يهود به صراحت به تربيت و آموزش افراد اشاره دارد، مي گويد : تا زماني كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره هاي تربيتي ما دوباره تربيت نشوند، نمي توانيم برنامه هايمان را در اين گونه جوامع مطابق با روشي كلي و يكسان پياده كنيم. اما اگر برنامه ها را محتاطانه و توام با آموزش آغاز كنيم مي توانيم در كمتر از يك دهه منش و خلق و خوي سر سخت ترين افراد را تغيير داده و آنها را مانند افرادي كه از پيش مطيع ساخته ايم به زير سلطه خويش در آوريم. 4. به شيطان پرست تفهيم مي كنند كه دنياي شيطان پرستي زندگي در ميان لجن است و هيچ وقت نمي شود در لجن زندگي كرد و به لجن آلوده نشد و هيچ چاره اي براي پاك شدن نيست جر مردن و رهايي از اين دنيا. 5. به شيطان پرست مي فهمانند زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل گرفته است، همه عادت كرده اند دروغ بگويند، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور نمي كند. 6. شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد. آدم شيطان پرست عمر شب را بلند مي داند. او حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پندارد. آنان همه چيز را منفي مي خواهند، اگر به باغ سيب بروند همه سيب ها را كال مي بينند و اگر به تئاتر بروند همه بازيگر ها را لال مي پندارند. به شيطان پرست مي گويند چشمهايت را باز كن، فقط ببين. مغزت را ببند، فكر نكن. نقش تو، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست. آدم وقتي در دام ابليس هايي كه طراح و مديران اجرايي احكام شيطان پرستي اند قرار مي گيرد، به مثابه مواد خامي خواهد بود كه هر شكلي را اراده كنند، از او مي سازند. پروتكلهاي دانشوران صهيونيسم جهت دادن به فكر و انديشه مردم غير يهودي را به كمك سخن پردازي و تئوريهاي وسوسه انگيز، كار متخصصان و مديران يهودي مي داند. آنان آنچنان به تبديل آدمها مي پردازند كه بسياري از افراد از اينكه موجود ديگري شده اند كه خودشان نيستند، خبر دار نمي شوند. حتي آناني كه فكر مي كنند مدير و طراح و برنامه ريز حداقل بخشي از شيطان پرستها هستند، تنها عاملي ناچيز و بي مقدارند كه كوركورانه در خدمت ابليس بزرگ قرار گرفته اند. 7. راهي كه براي شيطان پرست ترسيم مي كنند معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد. اولا راه نيست، كوره راه است. مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنند ما به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد. 8. احياء اخلاق مصيبت بار قوم لوط امروز از طريق گروههاي شيطان پرست و وابسطه به آن ترويج مي شود. پيشرفت هم جنس خواهي باور كردني نيست. حمايت مقامات ارشد كليساي انگليس، پارلمان اتحاديه اروپايي، انجمن اطلاعات جنسي و انجمن آموزش و پرورش ايالات متحده... ننگ آور است. امروز ديگر صليب هاي وارونه، ستاره پنج پر، خفاش، صورتهاي نقاشي شده، ماسك هاي حيوانات درنده ي شاخ دار، برهنه پوشي... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد. مدتي پيش روزنامه هاي آمريكا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند كه نوجوانان و حتي كودكان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه مي كرده اند. استفاده افراطي از مشروبات الكلي، مواد مخدر، قرص هاي روان گردان و انرژي زا، استفاده و استعمال آلات مصنوعي، خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع... معجوني از بيماري هاي روحي، رواني و جسمي بخصوص بيماري هاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است. ايدز شايع ترين بيماري نزد شيطان پرستان است. و 75 در صد عامل آلودگي شش هزار نفري كه روزانه مبتلا به اين درد بي درمان مي شوند انتقال از طريق تماس جنسي است. 9. توصيه اي كه شيطان پرست ها ناگزير به انجام آنند. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنان موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان خوانندگان بسيار خشني، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد، سمبل قدرت شيطان پرستي مي دانند. كه كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع مي كنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگان شيطان پرست ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بي ريشه جاز كه از موسيقي Yidish يهوديان گرفته شده در همه زواياي ذهن جوان آمريكايي و... رخنه كرده، به طوري كه مايكل جكسون يهودي را از تمام مقدسين كليسا بر تر مي دانند. روزي گروه بيتل ها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند. 10. دوست جوان من بداند: بنيانگزار فرقه شيطان پرستي يك يهودي از خاندان لوي به نام آنتوان لوي است و در كليساي شيطان آنتوان لوي، مناسك جنسي جايگاه خاصي دارد. همان رقص ها و كار هاي جنسي كه به وسيله فرانكسيست ها، به طور مخفي انجام مي شد، امروز از طريق گروه هاي شيطان پرست مثل متاليكا در سطح عموم رواج داده مي شود. صنعت سكس و بازرگاني تن كه در رديف سود آورترين تجارت هاي جهان است به همراه صنايع مشروب سازي، قاچاق مواد مخدر، قمار و صنعت سينما در انحصار يهود است. شبكه وسيعي از كلوبهاي شبانه و فاحشه خانه ها توسط ويليام ساموئل رزنبرگ، مشهور به بيلي رز، كه از يهوديان مهاجر به آمريكا است، تاسيس شد. غول صنايع مشروب سازي، يهودي مهاجر، ساموئل برنفمن است. كه امروزه دفتر مركزي كمپاني مشروبات الكلي برونفمن ها، به نام سيگرام در نيويورك است و در 120 كشور جهان شعبه دارد و فروش سالانه آن بيش از يك ميليارد دلار است. سلطان دنياي پنهان شخصي است يهودي، به نام روچيلد، كه بزرگترين امپراطوري قمار را در ايالات متحده ايجاد كرد او در قاچاق مشروبات الكلي و مواد مخدر، سرمايه گزاري عظيمي نمود. اولين فيلم تاريخ سينما كه در آن حريم اخلاق شكسته شد، ماه آبي است نام دارد كه توسط يك يهودي به نام اتوپرمينگر بسال 1953 كارگرداني شد و براي اولين بار واژه هايي مانند، آبستن و باكره را بكاربرد. سه سال بعد همين كارگردان يهودي فيلم مردي با دست هاي طلايي را عرضه كرد و يك تابوي اخلاقي ديگر را شكست. او براي اولين بار به نمايش اعتياد به هرويين پرداخت. پرمينگر در فيلم بعدي اش كه در سال 1959 ساخته شد براي نخستين مرتبه، صحنه تجاوز جنسي را به نمايش درآورد. انسانيت زدايي، هدف اصلي همه فيلم هاي اين كارگردان يهودي بوده است. و اينك شيطان پرستي با اسطوره سازي و با ارائه مطالب گمراه كننده و پورنوگرافيك سعي در تحقير جوانان و برده داري نوين دارد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 16:51 توسط بهمن قربانی
|
|
||
|
|
|
|
|
رمضان ؛ ماه خودسازی خودسازى از خودشناسى آغاز مىشود. نخست باید خود را شناخت تا بتوان خود را ساخت، چرا كه با خودشناسى، خداشناسى تحقق مىیابد و اگر خدا را شناختیم، خود را ساختهایم. در آغاز باید دید چرا پدید آمدهایم؟ و هدف از پیدایش و خلقت ما چیست؟ خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه:« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، من جن و انس را نیافریدم، جز براى این كه عبادت كنند.» در تفاسیر زیادى «لیعبدون» به معناى «لیعرفون» آمدهاست، یعنى هدف از خلقت شناخت است وگرنه عبادت فقط نماز و روزه و در سجاده نشستن و خدا را نیایش كردن نیست. نماز و روزه و ...، شعبهاى ازعبادت است كه عبادت اجتماعى اهمیتش كمتر از آنها نیست ، زیرا درآن جا انسان فقط به خود مىاندیشد، وعبادت در معناى گستردهتر با دیگران و به دیگران اندیشیدن است. عبادت، دردشناسى و دردزدایى است.
چگونه خلیفة الله شویم ؟ عبادت، در جمع زیستن و براى جمع زیستن است. این كه عبادت بیشتر به صورت جمعى مطرح مىشود و بر مسجد و جمعه و جماعت تاكید مىشود، براى این است كه شناخت انسان به خویش منحصر نشود و به دیگران نیز سرایت كند. ما آفریده نشدهایم كه تنها گلیم خود را ازآب بیرون بكشیم بلكه باید درمتن قرار بگیریم نه در حاشیه. در جمع زندگى كنیم نه در دیر. به فكر چارهجویى ازدیگران باشیم نه تنها چارهجویى از خویشتن . به هرحال، بحث ما درباره شناخت نیست كه بحثى است طولانى و از آن مىگذریم. اما آن چه گفتنى است، این است كه انسان چگونه باید خود را بسازد و چگونه باید خود را آماده كند تا انسانى الهى گردد، تا قابلیت خلیفة الله شدن پیدا كند. خودسازى به این است كه منش خود را به گونهاى تغییر دهیم كه پروردگار مىخواهد، و به عبارت دیگر: اگر هم طبیعت ما مایل به تكبر و خودخواهى است، باید نفس خویشتن را چنان ریاضت دهیم كه از فراز كبر و نخوت فرود آید و به تواضع و فروتنى گراید. اگر طبیعت ما، به بخل تمایل بیشترى دارد، چون این صفت مورد نكوهش خداوند و تمام پیامبران و اولیاء و خردمندان مىباشد، پس باید از آن دست برداشت و سخاوتمند شد. خلاصه باید صفات سلبیه (منفى) را از قلب زدود، چنان كه صفات ثبوتیه را چون جامهاى تمیز و زیبا در بر كرد. چه باید كرد ؟ باید قلب را از آن چه در نظر مولا و پروردگارمان ناخوشایند و مكروه است، پاك كرد و باید تمام اعضاء و جوارح را در راه رضایش به كار گرفت. خویشتن را باید به حلم و بردبارى عادت داد كه آن درجه و مقام آدمى را والا برد ودر میان مردم مایه شرف و عزت باشد و با نیكان و بزرگان هم صحبت شود و از هرچه مایه پستى و تن پرورى و تنبلى است دور سازد و آن چه كه انسان را به خدایش نزدیك و مقرب مىكند، به آن سوى سوق دهد و عاقبت خیر و نیك فرجامى، ثمره و نتیجهاش باشد. باید به عفت و پاكدامنى روى آورد و از آن چه مایه نفرت و خجلت باشد و شخصیت انسان را لكهدار و ننگ بار سازد، دورى جست. باید صبر را پیشه خود ساخت تا به یقین و رضا برسد و تسلیم در برابر اوامر حق باشد و تنگناها و محنتها و رنجها وسختىها و تنگدستىها و رویدادهاى تلخ روزگار، او را از پاى درنیاورد. باید به سوى تكامل عقل و روح گام برداشت و با تكیه بر دو بال تقوا و عمل، به اوج عزت و عظمت و خدا خواهى رسید. باید در مقابل لذات زودگذر دنیایى به سلاح تقوا، ورع، پارسایى و زهد مسلح شد تا رستگار شویم و به بهشت رضوان نایل آییم كه:« و رضوان من الله اكبر.» باید آن چنان بر خویشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود دیگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحیه فولادین و با صلابتش تاثیر گذارد. باید خود نگهدار بود از آن چه نارضایتى حق در بردارد، نه آن چه خویشتن بخواهد یا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نیست كه مطرح باشد. باید از شر و بدى و رذایل اخلاقى و عادتهاى ناپسند و منشهاى زشت و كارهاى قبیح، دور شد چنان كه به خیرخواهى ، راستگویى ، امانت ، فضیلت ، اخلاق نیكو و خصال پسندیده، متخلق شد. باید به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه دیرهم نیست آماده شد و براى جهان جاویدان و ابدى، توشه برداشت. باید با استقامت و پایدارى، نه ازحوادث و رویدادهاى تلخ ترسید و نه از ملامت ملامت كنندگان و سرزنش نادانان، خم به ابرو آورد؛ بلكه فقط خدا را در نظر داشت و راه خدا را دنبال كرد و پیوسته از او خواست كه توفیق هدایت در صراط مستقیمش به وى بخشد: «اهدنا الصراط المستقیم». باید محبت، دوستى، همكارى، غمخوارى، ایثار، گذشت، بخشش و نرمش را جایگزین نفرت، خشم، كینه، خودپسندى، خودمحورى، آز و تندخویى نمود. باید از زندگى دیگران عبرت گرفت، نه خود عبرت دیگران شد. و دهها باید و نباید در این جا خودنمایى مىكند كه اگر انسان به فطرت و سرشت خویش بنگرد، به آنها پىخواهد برد، و ماه رمضان، هنگام آن است كه انسان را متوجه خویشتن كند و فطرت خفتهاش را بیدار سازد و از راه تفكر و اندیشیدن كه برترین عبادت است او را به خودسازى وادارد.
لحظه های ماه رمضان را غنیمت شماریم برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسیده است، جا دارد كه بیشترین استفاده را ازآن بنماییم. نگذارید ساعتى، بلكه لحظهاى از این ماه مبارك به هدر رود. در این ماه، سرنوشت یك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعیین مىشود. هشیار باشیم، مبادا ساعتى بىانگیزه، بىتوجه و بىهدف بگذرد و از عیدى و جایزه الهى در روزعید فطر خداى نخواسته بىبهره و محروم بمانیم كه هیچ زیانى از آن سختتر و زیان بارتر نیست! در روایت آمده است كه رسول خدا صلىالله علیه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبهاى خواند و در آن خطبه فرمود: «اى مردم! جبرئیل به دیدار من آمد و گفت: یا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت خدا دور باشد. یا محمد! هر كه ماه رمضان را دریابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگیرد و از دنیا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پیامبر آمین بگو. من هم آمین گفتم .» (1) دراین ماه خودسازى، درهاى بهشت بر روى مومنان گشوده مىشود و درهاى جهنم بسته مىشود، نباید كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت بر رویمان بسته و درهاى دوزخ گشوده شود. در این ماه پربركت چنان كه از روایات استفاده مى شود بهشت را زینت مىدهند و پاداش كارهاى خیر و عبادت ها و راز و نیازها دو برابر مىگردد. رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم فرمود: «شهر رمضان شهرالله عز و جل و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات و یمحو فیه السیئات، و هو شهر البركة، و هو شهرالانابة، و هو شهر التوبة، و هو شهرالمغفرة ، و هو شهرالعتق من النار و الفوز بالجنة. الا فاجتنبوا فیه كل حرام و اكثروا فیه من تلاوة القرآن و سلوا فیه حوائجكم واشتغلوا فیه بذكر ربكم و لا یكونن شهر رمضان عندكم كغیره من الشهور فان له عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، ولا یكونن شهر رمضان، یوم صومكم كیوم فطركم .» (2) ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نیك دو برابر مىشود و گناهان زدوده مىشود. ماه رمضان، ماه بركت و افزایش است. ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است. ماه رمضان، ماه توبه است. ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است. ماه رمضان، ماه آزادى و رهایى از جهنم و دستیابى به بهشت است. پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنید و درآن بسیار قرآن بخوانید و تمام اوقاتش را به یاد و ذكر پروردگارتان مشغول شوید. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد، چرا كه بر دیگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت امیرالمومنین علیهالسلام مىفرماید: "علیكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فیدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه رمضان، به بسیار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مىسازد و استغفار، گناهانتان را مىزداید .» به هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترین خودسازى به این است كه انسان خودى را براى خویشتن نشناسد و خدا را مالك خود بداند كه اگر چنین بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبودیت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدایى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى توانست خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنیا بىاعتنا باشد، بىگمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و این بالاترین پیروزى و سرفرازى انسان است. خدا مىداند تمام مفاسد جهان و ظلمها و تعدىها و تجاوزها و گردن كشىها در اثر خودبینى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كریم همواره تزكیه و تربیت مقدم بر تعلیم وآموزش ذكر شده است و خودسازى، یعنى تزكیه نفس و ماه رمضان به حق ماه تزكیه و تطهیر نفس است. پس بیایید باهم در این ماه بزرگ آهنگ تقرب به خدا را بجوییم تا در درگاهش ره یابیم و در روز رستاخیز سفید روى گردیم.
فرازی از نیایش های امام سجاد علیه السلام: در پایان فرازى زیبا از نیایشهاى امام سجاد (ع) را یادآور مىشویم، باشد كه صحیفه سجادیه همواره الگوى ما در زندگى باشد: " اللهم و انت جعلت من صفایا تلك الوظائف، و خصائص تلك الفروض شهر رمضان، الذى اختصصته من سائر الشهور و تخیرته من جمیع الازمنه و الدهور، و آثرته على كل اوقات السنه بما انزلت فیه من القرآن و النور و ضاعفت فیه من الایمان، و فرضت فیه من الصیام، و رغبت فیه من القیام، و اجللت فیه من لیله القدر التى هى خیر من الف شهر، ثم آثرتنا به على سائر الامم و اصطفیتنا بفضله دون اهل الملل، فصمنا بامرك نهاره، و قمنا بعونك لیله، متعرضین بصیامه و قیامه لما عرضتنا له من رحمتك و نسبتنا الیه من مثوبتك و انت الملى بما رغب فیه الیك، الجواد بما سئلت من فضلك القریب الى من حاول قربك. " (4) . «خداوندا! از كارهاى برگزیده و واجبات ویژه ، ماه رمضان را قرار دادى ؛ ماهى كه آن را از میان دیگر ماهها برگزیدى، و از میان تمام زمانها و روزگاران، آن را انتخاب نمودى، و بر جمیع اوقات سال برتریش بخشیدى و انتخاب آن به دلیل قرآن و نورى است كه درآن ماه فرو فرستادى، و ایمان را درآن دو برابر ساختى و روزهاش را واجب، و شب زندهدارى را براى عبادت در آن ترغیب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب برتر است در آن عظمت بخشیدى و گرامى داشتى، سپس ما را به وسیله آن ماه برتمام امتها برگزیدى و به سبب فضیلتش ما را به دیگر پیروان ادیان برترى بخشیدى، پس به فرمان تو روزش را روزه مىداریم و به یارى تو شبش را به عبادت مىپردازیم، در حالى كه با صیام و قیامش، خویش را مشمول دعوتى كه ما را در معرض آن قرار دادهاى، مىسازیم، و آن را سبب دریافت پاداش تو مىسازیم و تو برآن چه از درگاهت درخواست شود، توانایى و به آن چه كه از فضل و احسانت مسالت گردد بخشایندهاى و به كسى كه آهنگ تقرب به تو جوید نزدیكى .» آخرین سخن این كه امیدواریم خداوند ما را توفیق عبادت خصوصا در این ماه مبارك بخشد و مستوجب مغفرت و آمرزش درگاهش قرار دهد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 15:42 توسط بهمن قربانی
|
|
||